امروز ششم دسامبره .
طبق یک افسانه قدیمی ، در این روز سینتر کلاس از آب های گرم اسپانیا میرسه به ساحل آب های سرد بلژیک. سینتر کلاس مرد روحانی مهربونیه که بچه ها رو خیلی دوست داره و اونا رو از چنگ جادوگر بدجنسی که بچه ها رو میندازه تو چرخ گوشت و ازشون سوسیس درست میکنه نجات میده.
سینتر کلاس امروز حدودهای ساعت ده صبح میرسه به شهر ما و زیر قدیمی ترین پل شهر که تو مرکز شهرهست، از قایق پیاده میشه و دستیاراش که یه عده پسر سیاه هستند ، شکلات ها، کندی ها و هدیه های بچه ها رو از قایق میارن بیرون. سینتر کلاس ما، یه لیست هم داره که اسم بچه خوب ها رو که تو سال گذشته بابا مامان هاشون ازشون راضی بودن نوشته و بهشون جایزه میده.
اما...بیست و پنج دسامبر هم که کریسمس باشه یه دوست جون دیگه میاد تو شهر ما. این یکی همون سانتا هست که معرف حضور همه هست. لباسش مثل لباس سینتر کلاس قرمزه ولی مدل کلاهشون فرق داره.
سانتا آرزوها و در اصل کادوهایی که بچه ها میخوان و اسمش رو نوشتن و گذاشتن تو چکمه هاشون دم در خونه رو بهشون میده .این سانتا جان از سرزمین های سرد قطبی با درشکه و گوزن هاش میاد و شب وقتی بچه ها خوابیدن از لوله بخاری میاد تو خونه.
تو این عکسها اولی سینتر کلاسه و دومی سانتا ست
http://mastuvu.typepad.com/monuments/images/sint1-1-tm.jpg
http://www.freud.org.uk/Father%20Christmas/santa.jpg
این هم عکس پسر سیاه هایی که کادوهای سینتر کلاس رو پخش میکنن
http://static.flickr.com/25/65224608_bc68393af9_b.jpg
- بچگی های خودتون رو یادتون میاد؟ ...
